تبليغاتX
پشت هیچستانم..........

م.ازاد......

 

باد ها در گذرند

باید عاشق شد و خواند
 باید اندیشه کنان پنجره را بست و نشست
 پشت دیوار کسی می گذرد، می خواند
 باید عاشق شد و رفت
 چه بیابانهایی در پیش است
 رهگذر خسته به شب می نگرد
 می گوید : چه بیابانهایی! باید رفت
باید از کوچه گریخت
 پشت این پنجره ها مردانی می میرند
و زنانی دیگر به حکایت ها دل می سپرند
پشت دیوار دریاواری بیدار
به زنان می نگریست
 چه زنانی که در آرامش رود
باد را می نوشند
 و برای تو
 برای تو و باد
آبهایی دیگر در گذرست
شب و ساعت دیواری و ماه
به تو اندیشه کنان می گویند
 باید عاشق شد و ماند
 باید این پنجره را بست و نشست
پشت دیوار کسی می گذرد
 می خواند
 باید عاشق شد رفت
بادها در گذرند


 

نوشته شده توسط رازقی در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 15:41 موضوع | لینک ثابت


حمید مصدق....

Click for Full Size View

 روزی اگر سراغ من آمد به او بگو
 من می شناختم او را
نام تو راهمیشه به لب داشت
 حتی
 در حال احتضار
 آن دلشکسته عاشق بی نام و بی نشان
 آن مرد بی قرار
 روزی اگر سراغ من آمد به او بگو
هر روز پای پنجره غمگین نشسته بود
 و گفت وگو نمی کرد
جز با درخت سرو
در باغ کوچک همسایه
شبها به کارگاه خیال خویش
 تصویری از بلندی اندام می کشید
 و در تصورش
 تصویر تو بلندترین سرو باغ را
تحقیر کرده بود
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو
او پاک زیست
پاکتر از چشمه ای نور
هم چون زلال اشک
یا چو زلال قطره باران به نوبهار
 آن کوه استقامت
 آن کوه استوار
وقتی به یاد روی تو می بود
 می گریست
 روزی اگر سراغ من آمد به او بگو
او آرزوی دیدن رویت را
 حتی برای لحظه ای از عمر خویش داشت
اما برای دیدن توچشم خویش را
 آن در سرشک غوطه ور آن چشم پاک را
پنداشت
 آلوده است و لایق دیدار یار نیست
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو
آن لحظه ای که دیده برای همیشه بست
 آن نام خوب بر لب لرزان او نشست
شاید روزی اگر
چه ؟ او؟ نه آه ... نمی آید


 

نوشته شده توسط رازقی در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 15:38 موضوع | لینک ثابت


حمید مصدق....

 

 

 نه! نه! 
    ! نه!
 این هزار مرتبه گفتم: نه !
 دیگر توان نمانده
توانایی
در بند بند من
 از تاب رفته است
 شب با تمام وحشت خود خواب رفته است
و در تمام این شب تاریک
تاریک چون تفاهم من با تو
انسان
 افسانه ی مکرر اندوه و رنج را
 تکرار می کند
 گفتی
 امیدهاست
 در ناامید بودن من
 اما
 این ابر تیره را نم باران نبود و نیست
 این ابر تیره را سر باریدن
انسان به جای آب
 هرمِ سرابِ سوخته می نوشد
گلهای نو شکفته
 این لاله های سرخ
گل نیست
 خون رسته ز خاک است
 باور کن اعتماد
 از قلبهای کال
 بار رحیل بسته
 و مهربانی ما را
 خشم و تنفر افزون
 از یاد برده است
 باورنمی کنی که حس پاک عاطفه در سینه مرده است؟


 

نوشته شده توسط رازقی در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 15:35 موضوع | لینک ثابت


با تو چه زندگیهایی ...

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم
دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم
دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم
دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم
موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا
کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست
با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم
میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم
هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو
توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم
انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست
هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه

                                         


 

نوشته شده توسط رازقی در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 18:55 موضوع | لینک ثابت


سهیل محمودی....

من به یک احساس خالی دلخوشم


 

من به یک احساس خالی دلخوشم
من به گل های خیالی دلخوشم
در کنار سفره اسطوره ها
من به یک ظرف سفالی دلخوشم
مثل اندوه کویر و بغض خاک
با خیال آبسالی دلخوشم
سر نهم بر بالش اندوه خویش
با همین افسرده حالی دل خوشم
در هجوم رنگ در فصل صدا
با بهار نقش قالی دلخوشم
آسمانم: حجم سرد یک قفس
با غم آسوده بالی دلخوشم
گرچه اهل این خیابان نیستم
با هوای این حوالی دلخوشم


 

نوشته شده توسط رازقی در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 12:50 موضوع | لینک ثابت


احمد شاملو......

کوچه

به دکتر مجيد حائري




دهليزي لاينقطع
 
  در ميان ِ دو ديوار،
و خلوتي
 
  که به‌سنگيني
چون پيري عصاکش
 
  از دهليز ِ سکوت
 
  مي‌گذرد.
و آن‌گاه
آفتاب
و سايه‌ئي منکسر،
نگران و
منکسر.

خانه‌ها
خانه‌خانه‌ها.
مردمي،
و فريادي از فراز:
ــ شهر ِ شطرنجي!
 
  شهر ِ شطرنجي!



دو ديوار
و دهليز ِ سکوت.
و آن‌گاه
 
  سايه‌ئي که از زوال ِ آفتاب دَم مي‌زند.

مردمي،
و فريادي از اعماق
ــ مُهره نيستيم!
 
  ما مُهره نيستيم!

۱۳۳۸


 

نوشته شده توسط رازقی در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 21:28 موضوع | لینک ثابت


هوشنگ ابتهاج....

 

درد گنگ

 

نمی دانم چه می خواهم بگویم
 زبانم در دهان باز بسته ست
 در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته ست
نمی دانم چه می خواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
 گهی می سوزدم گه می نوازد
 گهی در خاطرم می جوشد این وهم
 ز رنگ آمیزی غمهای انبوه
که در رگهام جای خون روان است
 سیه داروی زهرآگین اندوه
 فغانی گرم وخون آلود و پردرد
 فرو می پیچیدم در سینه تنگ
 چو فریاد یکی دیوانه گنگ
 که می کوبد سر شوریده بر سنگ
سرشکی تلخ و شور از چشمه دل
 نهان در سینه می جوشد شب و روز
 چنان مار گرفتاری که ریزد
 شرنگ خشمش از نیش جگر سوز
پریشان سایه ای آشفته آهنگ
ز مغزم می تراود گیج و گمراه
 چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بی سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه ام دردی ست خونبار
 که همچون گریه می گیرد گلویم
غمی ‌آِشفته دردی گریه آلود
نمی دانم چه می خواهم بگویم

 


 

نوشته شده توسط رازقی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 23:9 موضوع | لینک ثابت


قیصر امین پور.....

حسرت پرواز

دیری‌است از خود، از خدا، از خلق دورم

با این‌همه در عین بی‌تابی صبورم

پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی

سرشاخه‌های پیچ‌درپیچ غرورم

هر سوی سرگردان و حیران در هوایت

نیلوفرانه پیچكی بی‌تاب نورم

بادا بیفتد سایه‌ی برگی به پایت

باری، به روزی روزگاری از عبورم

از روی یكرنگی شب و روزم یكی شد

همرنگ بختم تیره رختِ سوگ و سورم

خط می‌خورد در دفتر ایام، نامم

فرقی ندارد بی‌تو غیبت یا حضورم

در حسرت پرواز با مرغابیانم

چون سنگ‌پشتی پیر در لاكم صبورم

آخر دلم با سربلندی می‌گذارد

سنگ تمام عشق را بر خاك گورم


 

نوشته شده توسط رازقی در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 14:27 موضوع | لینک ثابت


قیصر امین پور.....

غزل دلتنگی

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم

بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم


 

نوشته شده توسط رازقی در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 20:53 موضوع | لینک ثابت


لا لا لا نخواب......

 

 

 

لا لا لا لا نخواب سودی نداره ،همون بهتر که بشماری ستاره
همون بهتر که چشمات وا بمونه، که ماه غصه اش نشه تنها بیداره

لا لا لا لا نخواب زندونه دنیا ،سر ناسازگاری داره با ما
بشین باز هم دعا کن واسه اون که، ما رو اینجا گذاشت تنهای تنها

لا لا لا لا نخواب اون راه دوره ،خدا میدونه که حالش چه جوره
توی خلوت میگم اینجا کسی نیست ،خداییش که دلم خیلی صبوره

لا لا لا لا نخواب تیره است چراغم ،مثل اتشقشان می مونه داغم
به جون گلدونا کم غصه ای نیست ،هزار شب شد نیومد باز سراغم

لا لا لا لا نخواب خواب که دوا نیست، دل دیوونه داشتن که خطا نیست
میگن دست از سرش بردار نمیشه، اخه عاشق شدن که دست ما نیست

لا لا لا لا نخواب تنها میمونم، کاش اون قدر چشماتو بدونم
چرا چشمات پر خشم عزیزم، مگه من مثل اون نامهربونم

لا لا لا لا نخواب ماه رو نگاه کن، من اسفند رو میارم تو دعا کن
بگو برگرده پیش ما بمونه ،کتاب حافظ رو بردار و وا کن

لا لا لا لا نخواب تلخ جدایی، کمر خم میشه زیر بی وفایی
تو بیدار باش همه تو خواب نازن، برای کی بخونم پس لالایی

لا لا لا لا نخواب تنهایی زرده ،گه طولانی شه مثل یه درده
اگه چشم انتظار باشی که هیچی ،دروغ میگی به دل که بر میگرده

لا لا لا لا نخواب دنیا خسیسه ،واسه کم ادمی خوب مینویسه
یکی لبهاش تو خوابم غرق خنده است ،یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه

لا لا لا لا نخواب عاشق یه سیبه ،همیشه سرخ و تب دار و غریبه
تا اون بالاست رسیده است اما تنهاست ،پایین هم که بیوفته بی نصیبه

لا لا لا لا نخواب تا اون بخوابه، بشین انقدر تا که خورشید بتابه
زمونی که یقین کردم بیدار شد، بخواب با یاد عکسی که تو یه قابه

لا لا لا لا این هم بود سرنوشتم، این از امروزم و این از گذشتم
نمیخوابم تا تو برگردی یک روز، منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم


 

نوشته شده توسط رازقی در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 20:49 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

بهترین کدهای جاوا و قالب رایگان